ارائة دو الگوریتم فرا ابتکاری به منظور حل مسألة سرمایه گذاری در منابع پروژه با اهداف کمینه سازی هم زمان هزینه های منابع و زمان اتمام پروژه
صفحه 1-20
امیر عباس نجفی، فرامرز شمس ناتری، محمد نجفی
چکیده یکی از مسائل کاربردی زمان بندی پروژه، که در سال های اخیر موردتوجه محققان قرار گرفته، مسألة
سرمایه گذاری در منابع می باشد. در این مسأله، برخلاف سایر مسائل زمان بندی پروژه، سطح دردسترس
بودن منابع موردنیاز پروژه به صورت متغیر تصمیم مطرح شده و مدنظر است که علاوه بر زمان بندی
فعالیت ها، سطح تدارک منابع نیز مشخص گردند. مطالعات انجام شده در این زمینه، محدود به بهینه سازی
یک تابع هدف می باشد. در این مقاله، مسألة سرمایه گذاری در منابع به منظور بهینه سازی همزمان اهداف
حداقل مدت زمان اتمام پروژه و حداقل هزینه های تدارک منابع، تعریف و مورد بررسی قرار می گیرد. به
منظور حل مسأله، دو الگوریتم فراابتکاری به نام های الگوریتم ژنتیک دو مرحله ای زیر جمعیتی و الگوریتم
ژنتیک چندجمعیتی، ارائه می شود. همچنین باتوجه به معیارهای ارزیابی، عملکرد دو الگوریتم مورد
سنجش قرار می گیرد.
مدل برنامه ریزی غیر خطی مبتنی بر TOPSIS برای محاسبة اوزان ایده آل شاخص های تصمیم گیری
صفحه 21-39
سید حسین رضوی حاجی آقا، حنان عموزاد مهدیرجی، هادی اکرمی، شیده سادات هاشمی
چکیده توسعة روش های تصمیم گیری چندمعیاره به منظور امکان بهره گیری از چندین معیار سنجش در مسائل
تصمیم گیری بوده است. اصولاً مسائل تصمیم گیری چندشاخصه با انتخاب بهترین گزینه از میان تعدادی
گزینة موجود و برحسب تعدادی شاخص ارتباط دارد. یکی از مسائل اساسی در این خصوص، تعیین اوزان
« ،» آنتروپی « اهمیت شاخص های تصمیم گیری است. روش های گوناگونی نظیر LINMAP و روش »
برای تعیین اوزان اهمیت شاخص ها ارائه شده است. در این مقاله، مدلی غیرخطی به منظور برآورد » ساتی «
« اوزان ایده آل براساس منطق روش TOPSI پیشنهاد شده است. از مزایای این روش می توان به سادگی و »
کاهش میزان اطلاعات مورد نیاز دریافتی از تصمیم گیرنده در فرایند ارزیابی و امکان لحاظ نظرات او
درخصوص ترجیح شاخص ها بر یکدیگر اشاره نمود. کاربرد روش پیشنهادی در دو مثال بررسی شده
است.
ارائة یک مدل ریاضی برای زمان بندی و موازنة خط مونتاژ هزینه گرا با محدودیت منابع
صفحه 41-59
محمد رحیم رمضانیان، محمد حسن قلی زاده، شیوا شبان
چکیده در این مقاله، با تکیه بر پیشینة مسائل موازنة خط مونتاژ هزینهگرا، یک مدل ریاضی جدید، برای زمان بندی
و موازة خط مونتاژ ارائه شده است که با ترکیب زمان تنظیم وابسته به توالی وظایف، ایستگاههای موازی و
محدودیت منبع، هزینههای عملیاتی و سرمایهگذاری سیستم مونتاژ را کمینه مینماید .
با توجّه به پیچیدگی مسأله، روابطی برای کاهش تعداد متغیرهای مدل پیشنهاد شده است که دستیابی به راه
حل بهینه را در زمانی قابل قبول با استفاده از الگوریتمهای دقیق تسهیل مینماید . برای شفافسازی و بیان
ویژگیهای مدل نیز از یک مثال عددی استفاده شده است . همچنین جوابهای بهدستآمده از مدل در
چندین مثال، با استفاده از شاخصهای مختلف مورد ارزیابی قرار گرفته و نتایج حاکی از عملکرد مطلوب
مدل میباشد
یک رویکرد TOPSIS فازی با اوزان ترکیبی برای انتخاب فروشندة سیستم های مخابراتی
صفحه 61-87
محمد امین نایبی، ابوذر پارسانژاد، محمد رضا پارسانژاد
چکیده در این مقاله به ارائة یک مدل تصمیم گیری چندمعیاره برای انتخاب فروشنده سیستم های مخابراتی پرداخته
شده است. تصمیم گیری در مورد سیستم های مخابراتی )سانترال( به لحاظ نقش ارتباطی آن ها در سازمان ها
از اهمیت زیادی برخوردار بوده و با توجه به وجود معیارهای متعدد در انتخاب فروشندة سیستم های
مخابراتی، آن یک مسئلةچندمعیاره است. با توجه به اینکه تصمیمات، عموماً بر اساس قضاوت های ذهنی
مدیران صورت می گیرد برای لحاظ کردن آن در بهبود تصمیم گیری از منطق فازی استفاده شده است.
بدین منظور شاخص های مورد نظر از طریق بررسی ادبیات موجود و نظر خبرگان استخراج گردید و بر
مبنای آن یک مدل تاپسیس فازی با اوزان ترکیبی توسعه داده شد. وزن ترکیبی، حاصل از ترکیب
روش های متعددی شامل: قضاوت ذهنی مدیران، متوسط آماری فازی، وزن تعدیلی و وزن یابی فازی است.
در این مدل تمامی اعداد فازی و از نوع مثلثی می باشند. برای آزمون امکان پذیری مدل مورد نظر در
انتخاب یک فروشنده سیستم های مخابراتی، یک مطالعة موردی واقعی در دانشگاه آزاد اسلامی قزوین
صورت پذیرفت
تخمین توابع اثر شلاقی و ذخیرة موجودی با استفاده از روش شناسی سطحی پاسخ
صفحه 89-112
مقصود امیری، لعیا الفت، امیر حسن زاده
چکیده است. این پدیده بر افزایش نوسانات تقاضا به » اثر شلاقی « یکی از دلایل ناکارآمدی زنجیره های تأمین
سمت بالای زنجیره اشاره دارد. مدیران زنجیره، تأمین این افزایش نوسانات را در سطوح موجودی و
سفارشات تجربه می کنند. از طرفی، کاهش نوسان در سفارشات ممکن است به علت افزایش در واریانس
موجودی، اثر منفی بر سطح خدمت به مشتری داشته باشد. بنابراین، در این نوشتار قصد داریم در یک
زنجیرة تأمین س هسطحی شامل یک خرده فروش، یک عمده فروش و یک تولیدکننده با 2 حالت متمرکز و
غیرمتمرکز، با توجه به دلایل اثر شلاقی به تخمین توابع اثر شلاقی و ذخیره موجودی با استفاده از
روش شناسی سطح پاسخ بپردازیم، و نشان دهیم که باتوجه به اهمیت زیاد دلایل اثر شلاقی و تعاملات بین
آن ها م یتوان درصدهای بهینة دلایل و تعاملات بین آن ها و میزان مطلوبیت اثر شلاقی و ذخیرة موجودی را
درغالب یک مدل ارائه نمود.
استفاده از روش تاپسیس فازی به منظور اولویت بندی موانع اجرای استراتژی در میان پیمانکاری بخش انرژی
صفحه 113-137
سید محمد علی خاتمی فیروزابادی، سید حسین جلالی، سید علی محمد پرورده
چکیده شناسایی موانع پیاده سازی برنامه های استراتژیک در میان پیمانکاران فعال در بخش انرژی و ارائة یک
طبقه بندی از حیث میزان اولویت عوامل شناسایی شده، ب هعنوان هدف اصلی این پژوهش پیمایشی و
کاربردی مورد توجه است. به منظور دستیابی بدین هدف پس از بررسی پیشینة تحقیقاتی و بهر هگیری از
نظرات خبرگان، هشت عامل به عنوان موانع پیاده سازی برنامه های استراتژیک در بخش انرژی موردنظر قرار
گرفت و با استفاده از ابزار پرسشنامه بر روی نمونه ای متشکل از 78 نفر از مدیران و مشاوران عالی
برنامه ریزی استراتژیک در شرکت های پیمانکاری بررسی شد. روش مورداستفاده بر روی داده های
گردآوری شده جهت رتب هبندی موانع پیاده سازی استراتژی در سازمان، روش تاپسیس فازی می باشد. نتایج
تحلیل ها گویای آن است که ساختار سازمانی بیشترین اولویت را به عنوان یک مانع در حین پیاده سازی
برنامة استراتژیک در صنعت پیمانکاری به خود اختصاص می دهد و پس از آن برنامه ریزی عملیاتی،
تخصیص منابع، کیفیت استراتژی، ارتباطات، مجریان استراتژی، کنترل و تعهد در رتبه های بعدی قرار
می گیرند. یافته های این پژوهش می تواند کارایی اقدامات مدیران شرکت های پیمانکاری را در هدایت
فرایند اجرا و غلبه بر موانع ارتقا دهد
کاربرد تجربی متدولوژی دلفی در ارائة نقشة ریسک های استراتژیک در نظام بانکی
صفحه 139-154
حمید رضا فرتوک زاده، مهدی الهی
چکیده بانک، به عنوان مهم ترین نهاد پولی کشور با ریسک های گوناگونی مواجه می باشد. در واقع تقابل عوامل
درونی بیرونی و انتظارات ذی نفعان برای حال و آینده بانک های فعال در کشور ریسک هایی را ایجاد
می کنند، که برخی از این ریسک ها، پیشران های نوظهوری به نام ریسک های استراتژیک هستند که
درصورت عدم اعمال مدیریت صحیح بر آن ها موجب ورشکستگی بانک ها خواهند شد. از مشخصه های
بلوغ بانکی تعریف فرایندهای خاص و یکپارچه ای برای مدیریت ریسک های استراتژیک می باشد. در این
پژوهش باتوجه به ضرورت به کارگیری این رویکرد در صنعت بانکداری، بانک ملت به عنوان بانک
موردنظر انتخاب شده است. هدف از این پژوهش دستیابی به گنجینه های دانشی خبرگان بانکی و کندوکاو
در این معادن برای آشکارسازی و مستند سازی ریسک های استراتژیک با استفاده از متدولوژی دلفی
می باشد. این پژوهش در صدد شناسایی و اولویت بندی ریسک های استراتژیک و ارائة نقشةریسک های
استراتژیک بانک ملت هست.
