بالانس خط دمونتاژ مبتنی بر مدل کانو و روش های تصمیم گیری چند معیاره فازی (مورد مطالعه: خط بازیافت ضایعات الکترونیکی)
صفحه 1-36
https://doi.org/10.22054/jims.2018.8784
مینا ریاحی، مصطفی زندیه
چکیده خط دمونتاژ قطعات گزینه مناسبی برای برای کاهش مشکلات زیستمحیطی ناشی از ضایعات تولیدشده است.
هدف مسئله بالانس خط دمونتاژ قطعات، هماهنگ کردن فعالیتهای خط دمونتاژ است به نحوی که کل زمان
لازم در هر یک از ایستگاههای کاری تقریباً یکسان باشد. هدف اصلی فرآیند دمونتاژ قطعات استفاده مجدد از
اجزا و کاهش اثرهای نامطلوب روی محیط زیست است. این مقاله از رویکردی مبتنیی بیر میدل کیانو، تحلییل
سلسله مراتبی فازی، تاپسیس اصیلا شیده ، پرومتیی اسیتفاده کیرده و همینیین بیا بکیارگیری روابیط تقیدمی
AND/OR توالی وظایف را بدست می آورد. وظیفهها بر اساس اولویت و روابط تقدمی به ایستگاهها واگذار
میشوند. مورد مطالعه خط بازیافت با استفاده از هر دو روش تاپسییس اصیلا شیده و پرومتیی میورد بررسیی
قرارگرفته است. هر دو روش نتایج یکسان )کاهش دو ثانیه ای در چرخه( را نشان داده اند. با ایین و جیود روش
پرومتی نسبت به روش تاپسیس اصلا شده، رویه آسان تر ولی فرایند طولانی تری دارد.
تأثیر عدم اطمینان محیطی، انعطاف پذیری تولید و کارایی عملیاتی بر عملکرد شرکت: نقش تعدیلگری ظرفیت جذب عملیاتی
صفحه 37-66
https://doi.org/10.22054/jims.2018.8785
مصطفی ابراهیم پور ازبری، محسن اکبری، فاطمه رفیعی رشت آبادی
چکیده امروزه سازمانها در محیطی که با تغییر روزافزون همراه است، باید بهاندازه کافی انعطافپذیر باشند تا بتوانند هم تهدیدات غیرقابلپیشبینی و فرصتهای موجود در آینده نامطمئن را مدیریت کنند و هم منجر به عملکرد بهتر گردند. آنها همچنین میبایست فرایندهای خود را برای دستیابی به کارایی عملیاتی بهینه سازند. از طرفی، ظرفیت جذب عملیاتی یک قابلیت یادگیری مهم است که ممکن است توضیح دهد چرا برخی از شرکتها، قادر به ایجاد پاسخ مؤثرتری به عدم اطمینان محیطی هستند. در این پژوهش تأثیر عدم اطمینان محیطی با میانجیگری انعطافپذیری تولید و کارایی عملیاتی و تعدیل گری ظرفیت جذب عملیاتی بر عملکرد شرکتهای تولیدی و همچنین تأثیر انعطافپذیری تولید بر کارایی عملیاتی مورد آزمون واقع شده است. ابزار مورداستفاده بهمنظور گردآوری اطلاعات، پرسشنامه میباشد که توسط مدیران 101 شرکت تولیدی فعال در شهرستان رشت تهیه شده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها نیز، از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) استفاده شد. یافتهها نشان میدهد که میتوان عملکرد شرکت را با افزایش انعطافپذیری تولید و کارایی عملیاتی بالا برد و همچنین با افزایش انعطافپذیری، پاسخ مؤثرتری به تغییرات محیطی داد. نتایج پژوهش تأثیر انعطافپذیری تولید بر کارایی عملیاتی و همچنین تعدیل گری ظرفیت جذب عملیاتی را تائید میکند.
حل مسئله یکپارچه تشکیل سلول، چیدمان گروهی و مسیریابی با استفاده از الگوریتم های فرا ابتکاریِ ترکیبی با برنامه ریزی پویا
صفحه 67-104
https://doi.org/10.22054/jims.2018.8786
محمد محمدی، کامران فرقانی
چکیده دو مسئله مهم در طراحی یک سیستم تولید سلولی، مسائل تشکیل سلول و چیدمان گروهیی میی باشیند مسیئله
تشکیل سلول شامل گروه بندی قطعات در قالب خانواده قطعات و گیروه بنیدی ماشیی هیا در قالیب سیلول هیای
تولیدی می شود مسئله چیدمان گروهی نیز شامل تعیی چیدمان ماشی ها درون سلول ها و تعیی چییدمان خیود
سلول ها می گردد در ای مقاله یک رویکرد یکپارچیه بیرای حیل مسیائل تشیکیل سیلول، چییدمان گروهیی و
مسیریابی ارائه می گردد در ای رویکرد، با درنظر گرفت ابعاد ماشیی آلات، پهنیای راهروهیا و حیداکطر طیول
مجاز برای قرارگرفت ماشی ها بصورت طولی، از یک چیدمان می ارپیچی جدیید بیرای طراحیی سیسیتم تولیید
سلولی استفاده می شود برای کاربردی تر ساخت مسئله، پارامترهیایی نظییر تقاییای قطعیات، تیوالی عملییات،
زمانهای پردازش و ظرفیت ماشی آلات، در مدلسازی مسئله مد نظر قرار می گیرند مسئله بصیورت ییک میدل
برنامه ریزی عدد صحیح، با دو هدف کمینهسازی هزینه های حملونقل، و بیشینهسازی تشابهات میان ماشیی هیا
فرموله می شود بدلیل پیچیدگی محاسباتی مسئله، سه الگوریتم فرا ابتکاریِ مبتنی بیر الگیوریتم هیای ننتییک و
شبیهسازی تبرید، برای حل آن پیشنهاد می گردد در ای الگوریتم ها از برنامه رییزی پوییا بیرای حیل قسیمتی از
مسئله بهره برده می شود با حل چند مطال عددی از ادبیات مویوع، کیارایی الگیوریتم هیا میورد ارزییابی قیرار
می گیرد در نهایت، مقایسه ای بی چیدمان مارپیچی ارائه شده در ای تحقیق و چیدمانی خطیِ چند سطری که -
اخیراً در ادبیات مویوع ارائه شده بود، صورت می گیرد
حل مساله مسیریابی تولید رقابتی با استفاده از بهینه سازی گروه ذرات
صفحه 105-138
https://doi.org/10.22054/jims.2018.8787
فرزانه ادبی، جواد بهنامیان
چکیده مساله مسیریابی تولید به تلفیق دو مساله مسیریابی خودرو و برنامه ریزی تولید میپردازد. عموما در مسئله فوق فرض بر این است که نوعی انحصار در محیط وجود دارد و توجهی به تاثیر رقبا در این مسائل در نظر گرفته نشده است. پر واضح است که در دنیای واقعی دیگر نمیتوان به داشتن بازار انحصاری امید بست. در فضای رقابتی مشتریان متناسب با قیمت و کیفیت تامینکننده را انتخاب میکنند. بنابراین در این مقاله به عنوان تعریفی از کیفیت، تامین سریع نیاز مشتری و در دستری بودن الزام فضای رقابتی تبیین شده است و به همین جهت، مساله مسیریابی تولید رقابتی با فرض دانستن زودترین و دیرترین زمان تامین تقاضا توسط رقیب مدلبندی شده است. به این ترتیب در صورت تاخیر در تامین تقاضای مشتری به نسبت میزان تاخیر سهمی از بازار از دست میرود. همچنین مدلسازی انجام شده به وسیله نرم افزار گمز حل شده است. علاوه بر این به دلیل استفاده موفق الگوریتم بهینهسازی گروه ذرات در حل مسائل بهینهسازی، در اینجا نیز الگوریتم بهینهسازی گروه ذرات برای حل مساله مسیریابی تولید در ابعاد بزرگ توسعه داده میشود. برای بررسی عملکرد الگوریتم ارائه شده جوابهای حاصل در ابعاد کوچک با جوابهای حاصل از حل با نرم افزار گمز مقایسه شده است.
ارزیابی عملکرد مناطق عملیاتی شرکت انتقال گاز با استفاده از روش ترکیبی DEA-SWARA-WASPAS
صفحه 139-171
https://doi.org/10.22054/jims.2018.8788
حسین صفری، عالیه کاظمی، احمد مهرپور لایقی
چکیده ارزیابی عملکرد یکی از موضوعات شناخته شده در ادبیات مدیریت میباشد. در این مقاله تلاش شده است که مدلی ترکیبی به منظور ارزیابی عملکرد مناطق عملیاتی شرکت انتقال گاز ارائه شود. در این مدل ابتدا شاخصهای ورودی و خروجی (20 شاخص) شناسایی میشود. پس از غربالگری اولیه شاخصها، با توجه به اینکه تعداد واحدهای تصمیمگیرنده (مناطق عملیاتی) کم است، ترکیبهای مختلف دو ورودی و یک خروجی تعریف شد. این ترکیبها 22 مورد هستند. لازم به ذکر است که در غربالگری انجام شده، شش شاخص ورودی و چهار شاخص خروجی انتخاب شدند. بر اساس نظرسنجی از خبرگان، وزن یا اهمیت ترکیبهای مختلف ورودی و خروجی با کمک سوآرا (SWARA) استخراج شد. در ادامه بر اساس ترکیبهای 22 گانه، کارایی مناطق عملیاتی با استفاده از تحلیل پوششی دادهها در قالب مدلهای CCR و BCC محاسبه گردید. در حقیقت به ازای هر ترکیب دو ورودی و یک خروجی، کارایی هر منطقه عملیاتی محاسبه گردید. در نهایت ماتریس تصمیمی شکل گرفت که معیارهای آن معادل ترکیبهای مختلف شاخصهای ورودی و خروجی بوده و وزن آنها با کمک سوآرا محاسبه شده و امتیازات داخل ماتریس نیز معادل کارایی حاصل شده از تحلیل پوششی دادهها میباشد. برای محاسبه کارایی نهایی و رتبهبندی هر منطقه عملیاتی از تکنیک واسپاس (WASPAS) کمک گرفته شد. به منظور اعتبارسنجی نیز رتبهبندی به دست آمده از شاخص کاپای کوهن استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان می دهد که مناطق هفت، ده و شش با بیشترین کارایی می توانند الگوی مناسبی برای سایر مناطق جهت صرفه جویی در مصرف منابع باشند.
مدل بهینه سازی مکانیابی تخصیص تسهیلات قابل اطمینان تحت - ریسک اختلال در تسهیلات
صفحه 137-198
https://doi.org/10.22054/jims.2018.8789
مهدی سیف برقی، شیما زنگنه
چکیده در مدل های کلاسیک مکانیابی تسهیلات به طور ضمنی فرض می شود که تسهیلات انتخاب شده همواره طبق
برنامه کار خواهند کرد، در حالی که، در دنیای واقعی تسهیلات همواره در معرض ریسک اختلال هستند و
گاهی این اختلالات اثر بلند مدت روی شبکه زنجیره تأمین گذاشته و آن را با بحران مواجه می کند. در این
مقاله، یک مدل برنامه ریزی عدد صحیح مختلط جهت تعیین نحوه خدمت رسانی به مشتریان در زمان اختلال
مراکز توزیع در یک زنجیره تأمین دو سطحی شامل توزیع کنندگان و مشتریان ارائه شده است. این مدل
مکان هایی را برای توزیع کننده ها انتخاب می کند که علاوه بر حداقل نمودن هزینه های معمول زنجیره تأمین،
هزینه های حمل و نقل بعد از مختل شدن توزیع کننده ها نیز حداقل شوند. در واقع سعی می شود انتخاب محل
توزیع کنندگان با کم ترین هزینه و بیشترین قابلیت اطمینان صورت گرفته و ضمناً تخصیص مشتریان به آنها
انجام شود. با استفاده از رویکرد لاگرانژ مسأله آزاد سازی شده و به دو زیر مسئله تقسیم می شود. با بررسی
شرایط بهینگی زیر مسئله ها، حل ابتکاری برای زیر مسأله اول و الگوریتم ژنتیک برای زیر مسأله دوم به منظور
حل مسائل با ابعاد بزرگ استفاده شده است. در پایان، عملکرد و کارایی مدل و روش پیشنهادی در قالب
مثال های عددی مورد بررسی قرار می گیرند .
توسعه تاپسیس با درنظر گرفتن پراکندگی بین شاخصهای هر گزینه
صفحه 199-219
https://doi.org/10.22054/jims.2018.8790
سیامک خیبری، مصطفی کاظمی
چکیده تاپسیس که در گروه جبرانی روشهای تصمیمگیری قراردارد، بر این مفهوم که گزینه انتخابی باید کمترین فاصله را با
راه حل ایدهآل مثبت و بیشترین فاصله را با راه حل ایدهآل منفی داشته باشد، استوار است. وجود روند یکنواخت افزایشی
و کاهشی در شاخصهای مثبت و منفی از جمله ویژگیهای تاپسیس در تعیین نقاط ایدهآل مثبت و منفی است. این
درحالی است که میزان مطلوبیت اختصاص یافته به تصمیمگیرنده بعد از یک سطح مشخصی در هر شاخص چندان
ملموس نخواهد بود. بنابراین در رتبهبندی گزینهها علاوه بر مقدار هر گزینه در هر شاخص، مقدار توازن بین شاخصهای
هر گزینه باید درنظر گرفته شود تا یک گزینه که در یک شاخص مهم دارای جایگاه مناسب است ولی در سایر شاخصها
جایگاه مناسبی ندارد، شانس اول انتخاب نباشد. برای این منظور در این مقاله سعی شد با اضافه کردن بعد مجازی به
ماتریس تصمیم که از انحرافات میان شاخصهای هر گزینه حاصل میشود، ضعف ذکر شده تا حد ممکن جبران شود. به-
منظور ارزیابی روش ارائه شده، از سه مثال متفاوت استفاده شد. بدین ترتیب که ابتدا توسط روش پیشنهادی ، تاپسیس،
VIKOR ، Deng و SAW هریک از سه مثال ارائه شده حل و سپس با استفاده از ضریب همبستگی اسپیرمن تعداد
همبستگیهای معنی دار میان روش پیشنهادی و تاپسیس با سه روش دیگر مقایسه شد. در ادامه درصد مشابهت رتبه بندی
روش پیشنهادی و تاپسیس با VIKOR ، Deng و SAW مقایسه شد
