دوره و شماره: دوره 24، شماره 80، بهار 1405 
مدیریت زنجیره تامین

طراحی زنجیره تأمین حلقه بسته در صنعت نساجی

صفحه 1-42

https://doi.org/10.22054/jims.2026.91219.3016

مهدی سیف برقی، شقایق زنگنه

چکیده افزایش حجم پسماندهای صنعتی و فشارهای زیست‌محیطی ناشی از محصولات غیرقابل‌تجزیه، ضرورت بازطراحی زنجیره‌های تأمین در چارچوب اقتصاد چرخشی را برجسته ساخته است. فرش‌های پلی‌استر به‌عنوان یکی از محصولات پرمصرف با چرخه عمر کوتاه، سهم قابل‌توجهی در این چالش ایفا می‌کنند. در این پژوهش، یک مدل برنامه‌ریزی خطی عدد صحیح مختلط برای طراحی و بهینه‌سازی زنجیره تأمین حلقه بسته در صنعت فرش پلی‌استر ایران ارائه شده است. در مدل پیشنهادی، جریان‌های مستقیم و معکوس به‌صورت یکپارچه در سطوح تأمین مواد اولیه، تولید، توزیع، جمع‌آوری محصولات مستعمل، نوسازی و بازیافت در نظر گرفته شده‌اند. اهداف مدل شامل کمینه‌سازی هزینه‌های کل شبکه و ارتقای عملکرد زیست‌محیطی از طریق استفاده از مواد دوستدار محیط‌زیست و فناوری‌های پاک است. به‌منظور حل مسئله چندهدفه، از رویکردهای برنامه‌ریزی فازی و برنامه‌ریزی آرمانی استفاده شده است. اعتبارسنجی مدل از طریق یک مطالعه موردی در صنعت فرش ایران با داده های واقعی انجام‌گرفته است.نتایج نشان می‌دهد که رویکرد برنامه‌ریزی فازی نسبت به سایر روش‌ها عملکرد زیست‌محیطی به‌مراتب بهتری ارائه می‌دهد؛ به‌طوری‌که مقدار شاخص زیست‌محیطی در این روش برابر با 259658 است که در مقایسه با مقدار 54437 در روش برنامه‌ریزی آرمانی، بهبود قابل‌توجهی را نشان می‌دهد. با این حال، این بهبود طبیعتا با افزایش هزینه‌های کل شبکه همراه است. در کل مدل پیشنهادی، توازن مناسبی بین هزینه‌های کل شبکه و اهداف زیست‌محیطی ایجاد میکند.

تصمیم گیری با معیارهای چند گانه

تحلیل موانع، الزامات و نتایج دیجیتال‌سازی زنجیره تأمین به‌کمک رویکرد نگاشت شناختی فازی مبتنی بر الگوریتم هب‌غیرخطی

صفحه 43-86

https://doi.org/10.22054/jims.2026.89550.3004

مهدیه حقیقت، مجتبی فرخ، امیدمهدی عبادتی

چکیده با گسترش فناوری‌های نوین در عصر انقلاب صنعتی چهارم، از جمله اینترنت اشیا، هوش مصنوعی، بلاک‌چین و کلان‌داده، زنجیره تأمین به‌عنوان یکی از ارکان اصلی خلق ارزش، دستخوش تحولی بنیادین شده و مفهوم زنجیره تأمین دیجیتال را پدید آورده است. باوجود اهمیت این تحول، صنایع ایران هنوز در مراحل ابتدایی گذار به زنجیره تأمین دیجیتال قرار دارند و با چالش‌هایی نظیر کمبود زیرساخت، محدودیت‌های فناورانه و فقدان فرهنگ دیجیتال مواجه‌اند. مطالعات پیشین عمدتاً بر جنبه‌های فنی و ساختاری تمرکز داشته‌اند و کمتر به ادراکات و تفسیرهای خبرگان و مدیران توجه کرده‌اند. پژوهش حاضر باهدف پر کردن این خلأ، با بهره‌گیری از رویکرد نگاشت شناختی فازی (FCM) و استفاده از الگوریتم یادگیری هب غیرخطی (NHL) به تحلیل روابط علّی میان مفاهیم کلیدی مربوط به سازه‌های شناختی در فرایند دیجیتالی‌سازی زنجیره تأمین در صنایع ایران می‌پردازد. سازه‌های شناختی شامل موانع، الزامات و نتایجی دیجیتالی‌سازی است که با مطالعه ادبیات و نظر خبرگان گردآوری شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با خبرگان و پرسش‌نامه تخصصی گردآوری شده‌اند. نتایج نشان داد که هر الگوریتم در بازنمایی شدت و جهت روابط میان مفاهیم عملکرد متفاوتی دارد، اما الگوهای کلی روابط از سازگاری قابل‌توجهی برخوردارند. همچنین، تحلیل سناریوهای مداخله‌ای نشان داد که ترکیب راهبردهای مدیریتی، فناورانه و منابع انسانی می‌تواند اثربخشی بیشتری در بهبود شاخص‌های عملکردی زنجیره تأمین داشته باشد. این پژوهش با ارائه چارچوبی مفهومی، مسیر گذار به زنجیره تأمین دیجیتال را برای صنایع ایران تسهیل می‌نماید و می‌تواند راهنمایی کاربردی برای مدیران و سیاست‌گذاران فراهم آورد.

مدیریت کیفیت

ارائه چارچوب انطباقی نظری برای همسویی راهبردی و بلوغ مدیریت کیفیت در سازمانهای صنعتی

صفحه 87-148

https://doi.org/10.22054/jims.2025.85557.2974

پدرام اسمعیل زاده، ابولفضل کزازی، مقصود امیری، جهانیار بامداد صوفی

چکیده با وجود اهمیت حیاتی همسویی راهبردی در افزایش رقابت‌پذیری سازمانی و نقش بلوغ مدیریت کیفیت در دستیابی به تعالی عملیاتی، فقدان چارچوبی نظام‌مند برای تلفیق این دو مفهوم به عنوان یک شکاف دانشی محسوس در ادبیات موضوع شناسایی شده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه می‌توان میان ابعاد همسویی راهبردی و سطوح بلوغ مدیریت کیفیت انطباق نظام‌مند برقرار نمود.
این مطالعه با به کارگیری روش مرور نظام‌مند ادبیات و تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه مطالعاتی شامل 843 سند علمی بوده که پس از اعمال معیارهای غربالگری، 47 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. فرآیند کدگذاری و تحلیل داده‌ها انجام پذیرفت.
مهم‌ترین دستاورد این پژوهش، ارائه جدول انطباقی ابعاد همسویی راهبردی و بلوغ مدیریت کیفیت است. این چارچوب، روابط متقابل شش بعد اصلی همسویی راهبردی شامل شایستگی‌های منابع انسانی، حاکمیت، ارزش، ارتباطات، مشارکت ذی‌نفعان و دامنه مدیریت را با ابعاد بلوغ مدیریت کیفیت شامل بافت سازمان، رهبری، مدیریت فرایند، مدیریت منابع، تحلیل و ارزیابی عملکرد و بهبود، یادگیری و نوآوری را نشان می‌دهد.
مشارکت نظری این تحقیق، در ارائه چارچوبی یکپارچه برای درک مکانیسم‌های تعامل میان همسویی راهبردی و بلوغ مدیریت کیفیت تجلی یافته است. از منظر عملی، جدول انطباقی طراحی شده، ابزاری تشخیصی در اختیار مدیران قرار می‌دهد که امکان ارزیابی وضعیت موجود و تدوین راهبردهای ارتقای همزمان بلوغ کیفیت و همسویی راهبردی را فراهم می‌آورد. این مهم علاوه بر ترویج تغییر نگرش موجود مدیران، امکان استفاده از بسترهای متعارف موجود در راستای تعامل بیشتر بین این دو حوزه را فراهم می‌آورد.

مدیریت تولید و عملیات

بررسی تأثیر همزمان «قابلیت‌های تولید» و «استراتژی‌های رقابتی» بر «عملکرد صادرات» از مسیر «قابلیت‌های بازاریابی»: مورد مطالعه شرکت آماده لذیذ

صفحه 149-178

https://doi.org/10.22054/jims.2026.89053.2996

مریم رحیمی، روح الله قاسمی، علی محقر

چکیده در فضای رقابتی بازارهای بین‌المللی، عملکرد صادراتی شرکت‌ها به‌عنوان یکی از شاخص‌های کلیدی موفقیت آن‌ها مطرح بوده و شناسایی عوامل مؤثر بر آن اهمیت ویژه‌ای دارد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر همزمان «قابلیت‌های تولید» و «استراتژی‌های رقابتی» بر «عملکرد صادرات» از مسیر «قابلیت‌های بازاریابی» در شرکت آماده لذیذ انجام شد. این پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی _ همبستگی بود. حجم نمونه 320 نفر محاسبه شد و روش نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی طبقه‌ای بود. گردآوری داده‌ها با پرسشنامه و روایی و پایایی این پرسشنامه‌ها بررسی و تأیید شد. داده‌ها با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج نشان داد که قابلیت‌های تولید تأثیر مستقیمی بر قابلیت‌های بازاریابی دارند. همچنین، استراتژی‌های رقابتی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در تقویت قابلیت‌های بازاریابی ایفا می‌کنند. از طرفی، قابلیت‌های بازاریابی تأثیر مستقیمی بر عملکرد صادرات دارند. نتیجة مهم دیگر این پژوهش نشان می‌دهد که قابلیت‌های بازاریابی نقش میانجی را ایفا می‌کند، یعنی قابلیت‌های تولید و استراتژی‌های رقابتی به طور غیرمستقیم از طریق قابلیت‌های بازاریابی بر عملکرد صادرات تأثیر می‌گذارند، اما قابلیت‌های تولید و استراتژی‌های رقابتی به طور مستقیم بر عملکرد صادرات تأثیر نمی‌گذارند.

مدیریت صنعتی

چالش های پذیرش و اجرای سیستم های تولید پایدار در صنعت پتروشیمی ایران

صفحه 179-217

https://doi.org/10.22054/jims.2026.90949.3013

امین عسکری، محسن جلالی مجیدی، حسین شیرازی، آرنوش شاکری

چکیده سیستم‌های تولید پایدار به‌عنوان یکی از رویکردهای راهبردی در صنایع فرایندی، با هدف کاهش پیامدهای محیط زیستی، بهینه‌سازی مصرف منابع و ارتقای عملکرد اقتصادی و اجتماعی توسعه یافته‌اند. صنعت پتروشیمی، به دلیل نقش کلیدی در زنجیره تأمین انرژی و مواد شیمیایی و همچنین پیچیدگی‌های فنی، مدیریتی و محیطی، با ریسک‌ها و عدم‌قطعیت‌های متعددی مواجه است که پذیرش و اجرای سیستم‌های تولید پایدار را با چالش‌های جدی همراه می‌سازد. شناسایی نظام‌مند این چالش‌ها برای تدوین راهبردهای اثربخش و تحقق اهداف پایداری در این صنعت ضروری است. پژوهش حاضر در قالب مطالعهای آمیخته با هدف شناسایی و بومی‌سازی چالش‌های پذیرش و اجرای سیستم‌های تولید پایدار در صنعت پتروشیمی ایران انجام شده است. در مرحله نخست، با بهره‌گیری از رویکرد فراترکیب، چالش‌های متداول از پژوهش‌های پیشین شناسایی شدند. سپس، به‌منظور اعتبارسنجی و سازماندهی نهایی این چالش‌ها در بستر صنعت پتروشیمی ایران، از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، سیاست‌گذاران، کارشناسان صنعت پتروشیمی و اساتید دانشگاهی بودند که ۲۲۵ نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. یافته‌های فراترکیب حاکی از شناسایی ۴۵ چالش در قالب ۱۲ وجه اصلی بود که نتایج تحلیل عاملی نشان داد ۴۱ مورد از آن‌ها برای صنعت پتروشیمی ایران معنادار هستند. همچنین، ابعاد منابع انسانی، مالی/اقتصادی و سازمانی به‌ترتیب با ضرایب مسیر 0.33، 0.316 و 0.247، محوری‌ترین ابعاد چالشی را تشکیل دادند. این نتایج می‌تواند به بهبود تصمیم‌گیری‌های راهبردی، برنامه‌ریزی منابع و تدوین سیاست‌های حمایتی در صنعت پتروشیمی کمک کرده و مبنای علمی مناسبی برای پژوهش‌های آتی در حوزه تولید پایدار فراهم آورد.

ایمنی، خطر و قابلیت اطمینان

شناسایی، مدل‌سازی و تحلیل سناریو عوامل کلیدی موفقیت در مدیریت نگهداری و تعمیرات هوشمند صنایع نفت و گاز در فضای صنعت نسل ۴.۰

صفحه 219-260

https://doi.org/10.22054/jims.2026.89475.3002

محمدرضا محمدقاسمی، علی نمازیان

چکیده نگهداری و تعمیرات از اقلام اصلی هزینه‌های صنایع نفت و گاز و یک عامل مهم در حفظ توان تولید آن‌ها و جلوگیری از سوانح و هزینه‌های ناشی از خسارات پیش‌بینی‌نشده به شمار می‌رود. توسعه این بخش به‌وسیله فناوری‌های نسل 4.0 صنعت، به رقم مزایای موجود با کندی روبروست که این امر مبین لزوم شناسایی عوامل کلیدی موفقیت نگهداری و تعمیرات نسل ۴.۰ صنایع نفت و گاز و تحلیل این عوامل به‌منظور رفع محدودیت‌های موجود است. این پژوهش در 2 بخش کیفی (با هدف شناسایی عوامل کلیدی موفقیت) و کمی ( با هدف مدل‌سازی و تحلیل سناریو) انجام شده است. شیوه تجزیه‌وتحلیل در بخش اول تحلیل مضمون و در بخش دوم استفاده از روش‌های دیمتل و نقشه شناختی فازی است. یافته‌ها بیانگر 58 کد اولیه است که در قالب 15 عامل کلیدی دسته‌بندی شده‌اند. تحلیل سناریوهای رو به عقب بیانگر اهمیت «اتصال و یکپارچگی سیستم‌ها» و «پایش وضعیت تجهیزات هوشمند» و تحلیل سناریوهای روبه‌جلو بیانگر اهمیت «اتصال و یکپارچگی سیستم‌ها»، «سرمایه‌گذاری» و «پایش وضعیت تجهیزات هوشمند» است. لذا هم‌افزایی عوامل فنی (جمع‌آوری، انتقال و ذخیره‌سازی داده‌ها)، سازمانی (رهبری تحول‌آفرین، نیروی انسانی متخصص، مدیریت تغییر) و محیطی (زنجیره تأمین کارآمد) باید مورد توجه قرار گیرد.

مدیریت زنجیره تامین

سناریونگاری زنجیره تامین صنعت فرش دستبافت ایران با رویکرد تحلیل مورفولوژی

صفحه 261-320

https://doi.org/10.22054/jims.2026.91440.3017

اکبر حسن نژاد قورولی، رضا احمدی کهنعلی، حسن بیابانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تحلیل سناریوهای آینده صنعت فرش دستباف ایران تا افق ۱۴۱۵ با رویکرد تحلیل مورفولوژی انجام شده است. این مطالعه از نوع کاربردی و توصیفی–تحلیلی بوده و با رویکرد ترکیبی اسنادی و میدانی صورت گرفته است. در بخش کیفی، ۴۲ پژوهش (۲۰ ایرانی و ۲۲ خارجی) و ده مصاحبه هدفمند با خبرگان صنعت فرش در استان آذربایجان شرقی انجام شد که منجر به شناسایی ۳۷ عامل مؤثر در این حوزه گردید. داده‌ها با بهره‌گیری از پرسشنامه‌های میک مک و ابزار مورفول تحلیل شدند و از میان آن‌ها ۱۱ عامل کلیدی شامل مشارکت ذی‌نفعان، نوآوری، هزینه تولید، فشار سرمایه‌گذاران، نهادهای پشتیبان، زیرساخت‌ها، نیاز بازار، تحریم‌ها، ثبات اقتصادی، بسته‌بندی و توانمندسازی بافندگان برای سناریونویسی انتخاب شدند. تحلیل کمی در چارچوب رویکرد سناریونویسی مبتنی بر مکتب لاپرسپکتیو فرانسه منجر به شناسایی ده سناریوی برتر شد. همچنین، تحلیل چرتکه راینر، ده سناریوی محتمل را در سه وضعیت خوش‌بینانه، بینابین و بدبینانه ارائه کرد که سناریوها عمدتاً تداوم وضعیت فعلی را نشان می‌دهند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که عوامل محرک مانند مشارکت ذی‌نفعان، نوآوری و توانمندسازی بافندگان، رشد پایدار صنعت تا افق ۱۴۱۵ را تقویت می‌کنند؛ در حالی که تهدیدهای خارجی، فشار سرمایه‌گذاران و بی‌ثباتی اقتصادی نیازمند سیاست‌های حمایتی و مدیریت ریسک هستند. یافته‌ها می‌توانند به‌عنوان مبنایی معتبر برای تصمیم‌گیری سیاست‌گذاران و سرمایه‌گذاران جهت توسعه پایدار و افزایش رقابت‌پذیری زنجیره تأمین فرش دستباف ایران مورد استفاده قرار گیرند.