دوره و شماره: دوره 23، شماره 79، زمستان 1404 
مدیریت صنعتی

مرور نظام‌مند تحلیل پوششی داده‌های شبکه‌ای با رویکرد عدم قطعیت

صفحه 1-42

https://doi.org/10.22054/jims.2026.89116.2997

حسین صیادی تورانلو، محمد زارعی محمودآبادی، رضا نوروزی آورگانی

چکیده طی دهه اخیر، توسعه مدل‌های تحلیل پوششی داده‌های شبکه‌ای (NDEA) موجب شد تا ساختارهای درونی و روابط پیچیده میان زیرواحدهای تصمیم‌گیری (DMUs) در ارزیابی کارایی موردتوجه قرار گیرد. این رویکرد در مقایسه با مدل‌های سنتی DEA از توان تبیین مدیریتی و تحلیلی بالاتری برخوردار است. هدف پژوهش حاضر، مرور نظام‌مند و تحلیل روندهای کلان در توسعه، کاربرد و بسط مدل‌های NDEA با تأکید بر رویکردهای مبتنی بر عدم‌قطعیت در بازه زمانی 2014 تا 2024 است. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای Microsoft Excel و VOSviewer به‌منظور انجام تحلیل هم‌واژگانی، ترسیم شبکه‌های علمی و شناسایی خوشه‌های پژوهشی استفاده شده است. مقالات منتخب بر اساس دو محور اصلی شامل حوزه پژوهش (کاربردی) و منطق پژوهش (قطعی یا غیرقطعی) طبقه‌بندی گردیدند. نتایج نشان داد بیشترین حجم مطالعات کاربردی NDEA در بخش صنعت متمرکز بوده و در بعد منطقی، مدل‌های قطعی بیشترین فراوانی را داشته‌اند. واژه «تحلیل پوششی داده‌های شبکه‌ای» پس از «تحلیل پوششی داده‌ها» به‌عنوان پرتکرارترین کلیدواژه شناسایی شد. علاوه بر این، پژوهش حاضر با تلفیق یافته‌ها، یک چارچوب مفهومی برای تحلیل پوششی داده‌های شبکه‌ای ارائه می‌دهد و مسیرهای بالقوه آینده را در زمینه تلفیق NDEA با نظریه‌های عدم‌قطعیت ترسیم می‌نماید. تاکنون پژوهشی جامع که به‌طور هم‌زمان به تحلیل پوششی داده‌های شبکه‌ای و ابعاد عدم‌قطعیت پرداخته باشد انجام نشده است. این مطالعه با شناسایی خلأهای پژوهشی، ترسیم نقشه علمی حوزه و معرفی موضوعات نوظهور و زمینه‌های پژوهشی آتی، می‌تواند به‌عنوان مرجعی مفید برای پژوهشگران و تصمیم‌گیران در حوزه تحلیل کارایی تحت عدم‌قطعیت محسوب شود.

تصمیم گیری با معیارهای چند گانه

ارزیابی ریسک‌های پذیرش فین‌تک در بانک‌ها با استفاده از چارچوب تصمیم‌گیری چندمعیاره در محیط نوتروسوفیک

صفحه 43-81

https://doi.org/10.22054/jims.2025.88430.2990

فاطمه مجیبیان، مریم دانشور، احسان کفاش عبدی

چکیده با گسترش فناوری‌های دیجیتال و تحولات سریع در حوزه خدمات مالی، فین‌تک به عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل تحول در صنعت بانکداری شناخته شده است. بانک‌ها به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام مالی، با ورود فین‌تک به بازار، شاهد تغییرات بنیادین در نحوه ارائه خدمات، رفتار مشتریان و الگوهای رقابتی هستند. با این حال، استقرار این فناوری‌ها همواره با مجموعه‌ای از ریسک‌ها همراه است که می‌تواند بر عملکرد، امنیت و اعتبار بانک‌ها تأثیر بگذارد. لذا، شناسایی دقیق و مدیریت به‌موقع ریسک‌های مرتبط با فین‌تک ضروری به نظر می‌رسد. این پژوهش با هدف ارزیابی ریسک‌های تأثیرگذار در استفاده از فین‌تک در بانک‌ها با رویکرد تصمیم‌گیری چندمعیاره در محیط نوتروسوفیک و با تمرکز بر مطالعه موردی بانک پاسارگاد انجام شده است. در این تحقیق، ابتدا با مرور ادبیات و پیشینه تحقیق، مولفه‌های اصلی ریسک شناسایی شدند. سپس با استفاده از روش دلفی نوتروسوفیک، ریسک‌های اصلی شامل ریسک امنیتی، اعتباری، عملیاتی، استراتژیک و رقابتی، قانونی و مقرراتی، شهرتی و نقدینگی شناسایی گردیدند. در ادامه، اهمیت نسبی این ریسک‌ها با استفاده از روشBWM نوتروسوفیک تعیین شد. نتایج نشان داد که ریسک امنیتی با بالاترین وزن، مهم‌ترین ریسک در استفاده از فین‌تک در بانک‌ پاسارگاد است. در نهایت، سناریوهای مختلف پیاده‌سازی فین‌تک با استفاده از روشMABAC نوتروسوفیک رتبه‌بندی شدند که سناریوی "مشارکت با سایر بانک‌ها و تشکیل اتحادیه فین‌تک" بالاترین امتیاز را کسب نموده است. یافته‌های این پژوهش می‌تواند به بانک‌ کمک کند تا ضمن شناخت دقیق‌تر ریسک‌های موجود، بهترین راهبردها را برای استقرار موفق فین‌تک در محیط بانکی خود انتخاب کنند.

تصمیم گیری با معیارهای چند گانه

رتبه ‌بندی استراتژی ‌های به‌یافت ضایعات غذایی با رویکرد تصمیم‌گیری چند معیاره فازی شهودی

صفحه 87-122

https://doi.org/10.22054/jims.2025.89026.2995

ایرج روحی، مهسا پیشدار، مریم حسنی کرده ده

چکیده با توجه به نگرانی‌ های جهانی پیرامون ضایعات غذایی و تغییرات اقلیمی، به‌ یافت مواد غذایی به ‌عنوان راهبردی کلیدی برای دستیابی به اقتصاد چرخه‌ ای و توسعه پایدار مطرح است. این پژوهش با هدف شناسایی و رتبه ‌بندی راهبرد های به‌یافت ضایعات غذایی از دیدگاه‌ های زیست ‌محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فنی انجام شد. ده راهبرد اصلی از ادبیات موضوع استخراج و بر اساس دوازده شاخص کلیدی توسط ده خبره با سابقه در صنعت غذا ارزیابی گردید. نوآوری این پژوهش، ارائه چارچوبی تلفیقی متشکل از مجموعه ‌های فازی شهودی دایره‌ای (C-IFS)، روش عینی MEREC جهت وزن‌ دهی و روش MARCOS برای رتبه ‌بندی است. به طوری که شکاف موجود در ادبیات پیرامون فقدان یک مدل یکپارچه برای ارزیابی راهبرد های به‌یافت ضایعات غذایی را پر می‌نماید. یافته‌ ها نشان داد که شاخص ‌های «پتانسیل بازار»، «آگاهی عمومی از محصولات به‌یافت ‌شده» و «کیفیت و ایمنی غذایی» بیشترین وزن را دارند که بر اهمیت پاسخگویی به بازار، ایمنی و آموزش عمومی تأکید دارد. در رتبه‌ بندی نهایی، تولید منسوجات پایدار از ضایعات غذایی رتبه نخست را به خود اختصاص داد و پس از آن به ‌ترتیب بسته ‌بندی پایدار، تولید مواد غذایی جدید از ضایعات و تولید انرژی زیستی قرار گرفتند. راهبرد های موفق با بستن چرخه منابع، خلق ارزش اقتصادی و پیشبرد اهداف توسعه پایدار همراه هستند. چارچوب پیشنهادی می‌تواند ابزاری کارآمد برای سیاست‌گذاران، پژوهشگران و فعالان صنعت در انتخاب راهبرد های بهینه به‌یافت باشد.

مدیریت زنجیره تامین

بهینه‌سازی تصمیمات یکپارچه تأمین، تولید و توزیع در زنجیره‌ تأمین مرغ گوشتی با در نظر گرفتن انواع نژادهای مرغ و تلفات

صفحه 125-164

https://doi.org/10.22054/jims.2026.90597.3009

زهراسادات طباطبائی، محمدتقی رضوان، سعید دهنوی

چکیده صنعت پرورش مرغ گوشتی، نقش حیاتی در تأمین امنیت غذایی و اشتغال‌زایی ایفا می‌کند؛ اما این صنعت با چالش‌هایی همچون برآورده‌سازی مناسب تقاضا، مدیریت تلفات و انتخاب بهینه نژاد روبرو است. هدف اصلی این پژوهش، توسعه یک مدل ریاضی یکپارچه برای تحلیل یک زنجیره تأمین گوشت مرغ است که به‌طور هم‌زمان تصمیمات انتخاب نژاد، برنامه‌ریزی تولید، مدیریت لجستیک و کاهش تلفات را بهینه‌سازی می‌کند. مدل ارائه‌شده از نوع برنامه‌ریزی خطی عدد صحیح مختلط بوده و هدف آن بیشینه‌سازی سود کل شبکه با در نظر گرفتن درآمدهای حاصل از فروش گوشت و کود مرغی و نیز کلیه هزینه‌های تأمین، تولید و توزیع است. محدودیت‌های مختلفی همچون ظرفیت تأمین، تولید و توزیع در سطوح مختلف زنجیره تأمین، تقاضای گوشت و عدم پرورش هم‌زمان بیش از یک نژاد، در مدل در نظر گرفته شده است. مدل با استفاده از نرم‌افزار گمز و داده‌های گردآوری‌شده از منابع معتبر حل شد. مهم‌ترین محدودیت پژوهش، دشواری دسترسی به داده‌های کاملاً دقیق به‌دلیل محرمانه بودن اطلاعات مالی واحدهای تولیدی بود. نتایج حاصل از حل مدل، کارایی آن را در تخصیص بهینه منابع، انتخاب ترکیب نژادی (نژادهای رأس و کاپ) و طراحی شبکه لجستیک بود. همچنین، تحلیل حساسیت انجام‌شده بر روی پارامترهای کلیدی، پایداری و قابلیت اطمینان مدل را تأیید کرد. این پژوهش با ارائه یک چارچوب تصمیم‌گیری یکپارچه، ابزاری کارآمد در اختیار مدیران و سیاست‌گذاران صنعت طیور قرار می‌دهد تا با اتخاذ تصمیم‌های بهینه، بهره‌وری و سودآوری خود را در یک محیط رقابتی به حداکثر برسانند.

مدیریت زنجیره تامین

ارائه مدل جامع مولفه های مدیریت ریسک زنجیره تامین صنعت دارو در شرایط تحریم اقتصادی :رویکرد فراترکیب

صفحه 165-197

https://doi.org/10.22054/jims.2026.90805.3012

سحر یزدانی، احمد مهرابیان، صمد ایازی، علی خامکی

چکیده مدیریت زنجیره تأمین دارو در شرایط تحریم‌های اقتصادی با چالش‌ها و ریسک‌های خاصی روبرواست. در این شرایط، تحریم‌ها می‌توانند تأثیرات جدی بر زنجیره تأمین و عملکرد این حوزه داشته باشند. برای مدیریت ریسک در زنجیره تأمین علی الخصوص در صنعت داروسازی، هیچ مدل کامل ودقیقی که بتواند مولفه ها و ابعاد مختلف این پدیده را شناسایی و واکاوی کند ،وجود ندارد. در این پژوهش تلاش شد تا از طریق تحلیل محتوا با استفاده از روش فرا ترکیب ،نتایج و دستاوردهای تحقیقات پیشین مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. از بین 113 مقالات بررسی شده تنها 19 مقاله برای تجزیه و تحلیل انتخاب شدند. در نهایت جنبه های مختلف مدیریت ریسک داروسازی تحت شرایط تحریم اقتصادی در قالب 3 بعد اصلی شامل ریسک داخلی ،خارجی و لجستیک ومالی ، 14بعد فرعی و 29کد مشخصه طبقه بندی شدند. سپس با استفاده از روش معادلات ساختاری و براساس الگوی ابتدایی ارائه شده در روش فراترکیب ،یک الگوی پیشنهادی برای مدیریت ریسک زنجیره تامین در شرایط تحریم اقتصادی برای صنعت داروسازی ارائه گردید.نتایج حاصل از توزیع پرسشنامه بین 38 مدیر شرکت دارویی در استان گلستان نشان دادکه مدل پیشنهادی می تواند بخوبی به برازش ریسک تحت شرایط تحریم اقتصادی بپردازد.

مدلسازی و شبیه سازی

تحلیل تطبیقی پلتفرم‌های هوش مصنوعی: از تراکنش تا انسجام با رویکرد ADO

صفحه 199-230

https://doi.org/10.22054/jims.2025.86777.2979

آتوسا ابراهیمی شاه آبادی، جهانگیر یدالهی فارسی، نیلوفر نوبری

چکیده رشد شتابان پلتفرم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی در دهه گذشته ضرورت واکاوی ابعاد فناورانه و مدیریتی این پدیده را دوچندان کرد. این پژوهش با هدف تحلیل تطبیقی ساختار و پیامدهای سه گونه پلتفرم‌های تراکنشی، نوآوری و منسجم در چارچوب ADO انجام شد. مطالعه حاضر به روش فراترکیب و تحلیل کیفی، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، بر اساس مرور ۷۰ مقاله منتخب از سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ پیش رفت و داده‌ها در سه محور پیش‌نیازها، تصمیمات و پیامدها بررسی شدند. چارچوب تحلیلی با ترکیب دسته‌بندی پلتفرم‌ها و مدل ADO، زمینه مقایسه دقیق اجزای کلیدی را فراهم ساخت. نتایج نشان دادند پلتفرم‌های تراکنشی با معماری میکروسرویس و API باز، پلتفرم‌های نوآوری با چارچوب‌های یادگیری عمیق و GPU/TPU و پلتفرم‌های منسجم با یکپارچگی داده و حکمرانی کلان‌داده، مسیرهای متفاوتی برای ارتقای بهره‌وری و امنیت اطلاعات طی کردند. همچنین یافته‌ها تأکید کردند که پردازش ابری، حکمرانی داده و امنیت اطلاعات عناصر مشترک و الزامی این گونه‌ها بوده‌اند. این تحلیل نشان داد که کاربست چارچوب ADOمی‌تواند به طراحی سیاست‌های کارآمد برای مدیریت، امنیت و توسعه اکوسیستم‌ های داده‌محور کمک کند و بینش‌هایی تازه برای محققان و سیاست‌گذاران در مسیر بهینه‌سازی عملکرد پلتفرم‌های هوش‌مصنوعی فراهم آورد.

مدیریت زنجیره تامین

ارزیابی و اولویت‌بندی پروژه های برون سپاری خدمات بر پایه رویکرد یکپارچه کارت امتیازی متوازن و SWARA-ARAS فازی

صفحه 231-278

https://doi.org/10.22054/jims.2026.88503.2991

معزالدین مظاهری تیرانی، مهدی کرباسیان، هادی شیرویه زاد

چکیده برون سپاری به عنوان یکی از مهم ترین استراتژی ها در صنایع و حوزه های مختلف بکار می رود و انتخاب صحیح موضوع جهت برون سپاری باعث ایجاد بهره وری و تمرکز بر مزیت رقابتی می شود و عدم انتخاب صحیح موضوع جهت برون سپاری می تواند سازمان را با مشکلاتی مواجه کند، لذا در این پژوهش مدلی جامع جهت رتبه بندی گزینه های برون سپاری فعالیت های حوزه خدمات ارائه گردید که وزن شاخص ها را به تناسب حوزه های مختلف محاسبه و می تواند در تمامی مشاغل بکار گرفته شود. در این رابطه ابتدا شاخص های تصمیم گیری برون سپاری به تعداد 285 عدد، شناسائی شدند و از طریق ابزار پرسش نامه و رویکرد لاوشه شاخص ها به تعداد 25 عدد خلاصه، ناب سازی روائی محتوای آن مورد تایید قرار گرفتند، سپس شاخص ها به کمک پرسش نامه فازی در چهار وجه مدل کارت امتیازی متوازن دسته بندی شدند، و از طریق ابزار سوارای فازی وزن دهی شدند و در آخر از طریق ابزار آراس فازی گزینه های برون سپاری در کیس مورد مطالعه، بیمارستان امیرالمومنین (ع) رتبه بندی گردیدند. نتایج نشان داد که فعالیت‌های رستوران، داروخانه، نت و پشتیبانی فنی، و امور مالی و حسابداری به‌ترتیب با مطلوبیت 96%، 82%، 63% و 36% برای برون‌سپاری اولویت دارند. این مدل با ارائه رویکردی علمی و منعطف، به تصمیم‌گیرندگان در حوزه خدمات کمک می‌کند تا با در نظر گرفتن شاخص‌های جامع و وزن‌دهی متناسب، تصمیمات مؤثری برای برون‌سپاری اتخاذ کنند و از این طریق بهره‌وری سازمانی را ارتقا دهن