مدیریت کیفیت
پدرام اسمعیل زاده؛ ابولفضل کزازی؛ مقصود امیری؛ جهانیار بامداد صوفی
چکیده
با وجود اهمیت حیاتی همسویی راهبردی در افزایش رقابتپذیری سازمانی و نقش بلوغ مدیریت کیفیت در دستیابی به تعالی عملیاتی، فقدان چارچوبی نظاممند برای تلفیق این دو مفهوم به عنوان یک شکاف دانشی محسوس در ادبیات موضوع شناسایی شده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه میتوان میان ابعاد همسویی راهبردی و سطوح بلوغ مدیریت ...
بیشتر
با وجود اهمیت حیاتی همسویی راهبردی در افزایش رقابتپذیری سازمانی و نقش بلوغ مدیریت کیفیت در دستیابی به تعالی عملیاتی، فقدان چارچوبی نظاممند برای تلفیق این دو مفهوم به عنوان یک شکاف دانشی محسوس در ادبیات موضوع شناسایی شده است. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه میتوان میان ابعاد همسویی راهبردی و سطوح بلوغ مدیریت کیفیت انطباق نظاممند برقرار نمود.این مطالعه با به کارگیری روش مرور نظاممند ادبیات و تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه مطالعاتی شامل 843 سند علمی بوده که پس از اعمال معیارهای غربالگری، 47 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. فرآیند کدگذاری و تحلیل دادهها انجام پذیرفت.مهمترین دستاورد این پژوهش، ارائه جدول انطباقی ابعاد همسویی راهبردی و بلوغ مدیریت کیفیت است. این چارچوب، روابط متقابل شش بعد اصلی همسویی راهبردی شامل شایستگیهای منابع انسانی، حاکمیت، ارزش، ارتباطات، مشارکت ذینفعان و دامنه مدیریت را با ابعاد بلوغ مدیریت کیفیت شامل بافت سازمان، رهبری، مدیریت فرایند، مدیریت منابع، تحلیل و ارزیابی عملکرد و بهبود، یادگیری و نوآوری را نشان میدهد.مشارکت نظری این تحقیق، در ارائه چارچوبی یکپارچه برای درک مکانیسمهای تعامل میان همسویی راهبردی و بلوغ مدیریت کیفیت تجلی یافته است. از منظر عملی، جدول انطباقی طراحی شده، ابزاری تشخیصی در اختیار مدیران قرار میدهد که امکان ارزیابی وضعیت موجود و تدوین راهبردهای ارتقای همزمان بلوغ کیفیت و همسویی راهبردی را فراهم میآورد. این مهم علاوه بر ترویج تغییر نگرش موجود مدیران، امکان استفاده از بسترهای متعارف موجود در راستای تعامل بیشتر بین این دو حوزه را فراهم میآورد.
مدیریت زنجیره تامین
مهدی سیف برقی؛ شقایق زنگنه
چکیده
افزایش حجم پسماندهای صنعتی و فشارهای زیستمحیطی ناشی از محصولات غیرقابلتجزیه، ضرورت بازطراحی زنجیرههای تأمین در چارچوب اقتصاد چرخشی را برجسته ساخته است. فرشهای پلیاستر بهعنوان یکی از محصولات پرمصرف با چرخه عمر کوتاه، سهم قابلتوجهی در این چالش ایفا میکنند. در این پژوهش، یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط برای طراحی ...
بیشتر
افزایش حجم پسماندهای صنعتی و فشارهای زیستمحیطی ناشی از محصولات غیرقابلتجزیه، ضرورت بازطراحی زنجیرههای تأمین در چارچوب اقتصاد چرخشی را برجسته ساخته است. فرشهای پلیاستر بهعنوان یکی از محصولات پرمصرف با چرخه عمر کوتاه، سهم قابلتوجهی در این چالش ایفا میکنند. در این پژوهش، یک مدل برنامهریزی خطی عدد صحیح مختلط برای طراحی و بهینهسازی زنجیره تأمین حلقه بسته در صنعت فرش پلیاستر ایران ارائه شده است. در مدل پیشنهادی، جریانهای مستقیم و معکوس بهصورت یکپارچه در سطوح تأمین مواد اولیه، تولید، توزیع، جمعآوری محصولات مستعمل، نوسازی و بازیافت در نظر گرفته شدهاند. اهداف مدل شامل کمینهسازی هزینههای کل شبکه و ارتقای عملکرد زیستمحیطی از طریق استفاده از مواد دوستدار محیطزیست و فناوریهای پاک است. بهمنظور حل مسئله چندهدفه، از رویکردهای برنامهریزی فازی و برنامهریزی آرمانی استفاده شده است. اعتبارسنجی مدل از طریق یک مطالعه موردی در صنعت فرش ایران با داده های واقعی انجامگرفته است.نتایج نشان میدهد که رویکرد برنامهریزی فازی نسبت به سایر روشها عملکرد زیستمحیطی بهمراتب بهتری ارائه میدهد؛ بهطوریکه مقدار شاخص زیستمحیطی در این روش برابر با 259658 است که در مقایسه با مقدار 54437 در روش برنامهریزی آرمانی، بهبود قابلتوجهی را نشان میدهد. با این حال، این بهبود طبیعتا با افزایش هزینههای کل شبکه همراه است. در کل مدل پیشنهادی، توازن مناسبی بین هزینههای کل شبکه و اهداف زیستمحیطی ایجاد میکند.
مدیریت تولید و عملیات
مریم رحیمی؛ روح الله قاسمی؛ علی محقر
چکیده
در فضای رقابتی بازارهای بینالمللی، عملکرد صادراتی شرکتها بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی موفقیت آنها مطرح بوده و شناسایی عوامل مؤثر بر آن اهمیت ویژهای دارد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر همزمان «قابلیتهای تولید» و «استراتژیهای رقابتی» بر «عملکرد صادرات» از مسیر «قابلیتهای بازاریابی» ...
بیشتر
در فضای رقابتی بازارهای بینالمللی، عملکرد صادراتی شرکتها بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی موفقیت آنها مطرح بوده و شناسایی عوامل مؤثر بر آن اهمیت ویژهای دارد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر همزمان «قابلیتهای تولید» و «استراتژیهای رقابتی» بر «عملکرد صادرات» از مسیر «قابلیتهای بازاریابی» در شرکت آماده لذیذ انجام شد. این پژوهش کاربردی و از نوع توصیفی _ همبستگی بود. حجم نمونه 320 نفر محاسبه شد و روش نمونهگیری بهصورت تصادفی طبقهای بود. گردآوری دادهها با پرسشنامه و روایی و پایایی این پرسشنامهها بررسی و تأیید شد. دادهها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری تحلیل گردید. نتایج نشان داد که قابلیتهای تولید تأثیر مستقیمی بر قابلیتهای بازاریابی دارند. همچنین، استراتژیهای رقابتی نیز نقش تعیینکنندهای در تقویت قابلیتهای بازاریابی ایفا میکنند. از طرفی، قابلیتهای بازاریابی تأثیر مستقیمی بر عملکرد صادرات دارند. نتیجة مهم دیگر این پژوهش نشان میدهد که قابلیتهای بازاریابی نقش میانجی را ایفا میکند، یعنی قابلیتهای تولید و استراتژیهای رقابتی به طور غیرمستقیم از طریق قابلیتهای بازاریابی بر عملکرد صادرات تأثیر میگذارند، اما قابلیتهای تولید و استراتژیهای رقابتی به طور مستقیم بر عملکرد صادرات تأثیر نمیگذارند.
مدیریت صنعتی
امین عسکری؛ محسن جلالی مجیدی؛ حسین شیرازی؛ آرنوش شاکری
چکیده
سیستمهای تولید پایدار بهعنوان یکی از رویکردهای راهبردی در صنایع فرایندی، با هدف کاهش پیامدهای محیط زیستی، بهینهسازی مصرف منابع و ارتقای عملکرد اقتصادی و اجتماعی توسعه یافتهاند. صنعت پتروشیمی، به دلیل نقش کلیدی در زنجیره تأمین انرژی و مواد شیمیایی و همچنین پیچیدگیهای فنی، مدیریتی و محیطی، با ریسکها و عدمقطعیتهای متعددی ...
بیشتر
سیستمهای تولید پایدار بهعنوان یکی از رویکردهای راهبردی در صنایع فرایندی، با هدف کاهش پیامدهای محیط زیستی، بهینهسازی مصرف منابع و ارتقای عملکرد اقتصادی و اجتماعی توسعه یافتهاند. صنعت پتروشیمی، به دلیل نقش کلیدی در زنجیره تأمین انرژی و مواد شیمیایی و همچنین پیچیدگیهای فنی، مدیریتی و محیطی، با ریسکها و عدمقطعیتهای متعددی مواجه است که پذیرش و اجرای سیستمهای تولید پایدار را با چالشهای جدی همراه میسازد. شناسایی نظاممند این چالشها برای تدوین راهبردهای اثربخش و تحقق اهداف پایداری در این صنعت ضروری است. پژوهش حاضر در قالب مطالعهای آمیخته با هدف شناسایی و بومیسازی چالشهای پذیرش و اجرای سیستمهای تولید پایدار در صنعت پتروشیمی ایران انجام شده است. در مرحله نخست، با بهرهگیری از رویکرد فراترکیب، چالشهای متداول از پژوهشهای پیشین شناسایی شدند. سپس، بهمنظور اعتبارسنجی و سازماندهی نهایی این چالشها در بستر صنعت پتروشیمی ایران، از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه دوم استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، سیاستگذاران، کارشناسان صنعت پتروشیمی و اساتید دانشگاهی بودند که ۲۲۵ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. یافتههای فراترکیب حاکی از شناسایی ۴۵ چالش در قالب ۱۲ وجه اصلی بود که نتایج تحلیل عاملی نشان داد ۴۱ مورد از آنها برای صنعت پتروشیمی ایران معنادار هستند. همچنین، ابعاد منابع انسانی، مالی/اقتصادی و سازمانی بهترتیب با ضرایب مسیر 0.33، 0.316 و 0.247، محوریترین ابعاد چالشی را تشکیل دادند. این نتایج میتواند به بهبود تصمیمگیریهای راهبردی، برنامهریزی منابع و تدوین سیاستهای حمایتی در صنعت پتروشیمی کمک کرده و مبنای علمی مناسبی برای پژوهشهای آتی در حوزه تولید پایدار فراهم آورد.